ري سازماني سرويس گرا و به منظور ايجاد/حفظ همسويي کسب وکار و فناوري اطلاعات در سازمان، مبتني بر مدل همسويي لايه هاي معماري سازماني و رهيافت هاي حاکميتي و ارتباط با استفاده از مفاهيم معماري سرويس گرا ارائه نموده است.به اعتقاد وي معماري سرويس گرا نمي تواند به تنهايي در سازمان چابکي ايجاد کند و براي اين منظور بايد با متدهاي همسويي ترکيب شود.اين مدل در بر دارنده هر سه مؤلفه معماري ،ارتباطو حاکميت و همچنين بيان کننده ارتباط ميان اجزاي اين مولفه هاست.موضوعات مطرح در زمينه حاکميت فناوري اطلاعات با مديريت سطح سرويس در لايه هاي مختلف مدل در ارتباطند ودر حقيقت،سرويس هاي فناوري اطلاعات نيز مانند ساير سرويس هاي سازمان در نظر گرفنه شده اند.همچنين رويکرد معماري سازماني سرويس گرا به عنوان يک سيستم فني-اجتماعي پيچيده در وسط اين مدل قرار گرفته است.
سه رويکرد همسويي ار طريق معماري ،هم سويي از طريق حاکميت و هم سويي از طريق ارتباط با هم يکپارچه شده اند.در هم سويي ار طريق معماري تکنيک هاي طراحي و تحليل معماري براي اطمينان از هم سويي مدنظر قرار مي گيرد. هم سويي از طريق حاکميت شامل دو بخش مديريت سرويس هاي فناوري اطلاعات و مديريت کارايي کسب وکار است.هم سويي از طريق ارتباط بر اعلام ارزش به مشتربان بر روي همسويي استراتژيک و نواوري در سرويس ها به منظور ايجاد ارتباط با مشتريان تمرکز دارد.اين ارزش از طريق فعاليت ها ومنابع در پايين ترين سطح ابعاد فني و اجتماعي محقق مي شود[12].
در اين مدل با توجه به درشتي دانه بندي ارئه شده از قابليت هاي سازمان توسط معماري سرويس گرا ،اين دانه بندي قابل قياس با فرايند هاي کسب و کار سازمان دانسته شده است.همچنين از منظر حاکميت،به اعتقاد چن معماري سرويس گرا مي تواند با ازبين بردن دوباره کاري ها و حذف فرايند هاي نامناسب ،زير ساخت وسيستم هاي فناوري اطلاعات را براي استفاده در سازمان همسو کند.ازمنظر حاکميت ،معماري سرويس گرا مي تواند با از بين بردن دوباره کاري ها و حذف فرايند هاي نامناسب ،زير ساخت و سيستم هاي فناوري اطلاعات را براي استفاده در سازمان همسو کند.در بعد ارتباطات نيز چن معماري سرويس گرا را در نزديک تر کردن ديدگاه مشتري به ديدگاه منابع فناوري اطلاعات توانا مي داند.[12]

شکل 2.10 الگوي مهندسي سرويس BITAM-SOA
اين شکل نشان مي دهد که معيار هاي حاکميت فناوري اطلاعات و مديريت کارايي کسب و کار چگونه بايد براي طراحي سرويس ، با يکديگر يکپارچه باشند. همانطور که در شکل نيز مشاهده مي شود، بعد اجتماعي به صورت ضمني در چارچوب نقش دارد. اين بعد در بر دارنده ديدگاه رشد و ياد گيري از طريق کارت هاي امتيازي متوازن است و زماني برجسته مي شود که کارکنان به سيستم ها، برنامه هاي کاربردي و مهارت هاي خاصي براي رشد و يادگيري نياز پيدا کنند.
بر اساس مفاهيم مطرح شده، ارتباط تنگاتنگي بين حاکميت فناوري اطلاعات و حاکميت معماري سرويس گرا وجود دارد که هم راستايي اين دو با حاکميت سازمان براي موفقيت در رويکرد پذيرش و استقرار معماري سرويس گرا بسيار موثر است. با هم سويي برنامه سازمان با ساختار حاکميت، مدير CIO28 درک و ديد کاملي از سرمايه ها و پشتوانه هاي سازمان، مالکيت ها، مسئوليت ها و کنترل ها پيدا مي کند که همه آنها در راستاي پشتيباني از اهداف تعريف شده هستند.

شکل 2.11 همسويي حاکميت سازمان،فناوري اطلاعات ومعماري سرويس گرا
سمت چپ شکل 11-2 بيانگر عدم هم سويي حاکميت فناوري اطلاعات و معماري سرويس گرا با حاکميت سازمان در شرکتي است که با چالش هايي نظير فقدان مدل حاکميت، نامناسب بودن نقشه و طرح سازماني موجود و عدم هم سويي استراتژي فناوري اطلاعات و کسب و کار روبرو است. در حقيقت چون مکانيزم ها، معيار ها و سياست ها در حاکميت فناوري اطلاعات و حاکميت معماري سرويس گرا و حاکميت سازمان معادل و مرتبط نيستند، حتي مشخص نيست که مسئول برطرف کردن مشکلات مشتري در سازمان چه کسي است. در صورتي که با استقرار مدل حاکميت مناسب مشابه سمت راست شکل 15-2 وقتي همه اهداف معماري سرويس گرا، فناوري اطلاعات و کسب و کار هم راستا بوده و جهت گيري ها به سوي اهداف کسب و کار باشد، هم سويي اتفاق مي افتد.
تصور بر اين است که در آينده نزديک حاکميت سازمان، حاکميت فناوري اطلاعات و حاکميت معماري سرويس گرا به طور مجزا قابل اجرا نيستند. در عوض تعامل اين سه با هم منجر به نوآوري ها و کسب مزيت رقابتي مي شود که بيشتر شرکت ها به دنبال آن هستند. براي رسيدن به هم سويي بين فناوري اطلاعات و کسب و کار، حاکميت سازمان بايستي در حد زيادي بر نتايج کسب و کاري تمرکز کند، حاکميت معماري سرويس گرا بخشي از حاکميت فناوري اطلاعات گردد و حاکميت فناوري اطلاعات بايستي به سمت اهداف کسب و کار حرکت کند[4].

2.6 مؤلفه هاي اصلي حاکميت معماري سرويس گرا
حاکميت معماري سرويس گرا شامل مؤلفه هاي متعددي است. مولفه هاي اصلي حاکميت معماري سرويس گرا در 4دسته ي کلي زير تقسيم بندي مي شوند:
o اشخاص
o سياست
o فرايند
o تکنولوژي
شکل 12-2 شماي کلي حاکميت معماري سرويس گرا را نشان مي دهد. جزئيات مربوط به هر مولفه و بخش هاي مربوطه در ادامه ارائه مي شود.

شکل 2.12 مولفه هاي اصلي حاکميت معماري سرويس گرا

2.6.1 اشخاص
يکي از مولفه هاي حاکميت معماري سرويس گرا اشخاص هستند که شامل گروهي از ذينفعان، مديران اجرايي سازمان، مديران ارشد از حوز
ه کسب و کار، معماران و مديران فناوري اطلاعات هستند. منظور از ذينفعان مشتريان، شرکاي تجاري، پرسنل سازمان و سرمايه گذاران است. در حاکميت SOA هر يک از گروه ها نقش ها و مسئوليت هاي تعريف شده و مدون دارند. مديران اجرايي و رهبران سازمان بيشترين مسئوليت را در استقرار حاکميت SOA به عهده دارند. تصميم گيري، تدوين سياست هاي مورد نياز براي ارزيابي و مديريت سرويس ها، سرمايه گذاري و پرداخت هزينه هاي ايجاد و نگهداري سرويس ها، تعريف سرويس هاي فناوري اطلاعات از فرايند هاي کسب و کار از جمله موضوعاتي است که در حاکميت SOA به آن پرداخته مي شود. در حاکميت معماري سرويس گرا کميته اي از رهبران و افراد خبره در زمينه هاي مختلف فناوري اطلاعات و کسب و کار براي تدوين سياست هاي مربوطه به هر حوزه تشکيل ميگردد. اين کميته تحت عنوان مرکز عالي معماري سرويس گرا29 يا مرکز تعالي معماري30 سرويس گرا ناميده مي شود. اين کميته شامل مديران فناوري اطلاعات، مديران پروژه، معماران نرم افزار، معماران اطلاعات، توسعه دهندگان خبره، تحليل گران کسب و کار و مديران عملياتي است . اعضاي اين تيم بايد در تعامل موثر با مديران برنامه، مديران پروژه و توسعه دهندگان سرويس بوده و داراي مهارت هاي فني لازم براي همکاري در پياده سازي SOA باشند. اين مهارت ها شامل رهبري، مهندسي، مهارت در زمينه مديريت تغيير، امنيت، روش هاي معماري چابک، مدلسازي، و تحليل فرايند کسب و کار است. مسئوليت اصلي کميته CoE انتخاب تکنولوژي هاي يکپارچه سازي جديد، انتخاب استاندارد ها و مدل هاي مرجع توسعه سرويس ها، تعيين مالکان و صاحبان سرويس ها است[20].
نتايج حاصل از نظر سنجي انجام شده توسط شرکت Oracle در زمينه نقش حاميان و گروه هاي تاثير گذار در پذيرش و حاکميت معماري سرويس گرا نشان داده است که معماران سازماني (28%)،CIO و CTO (25%) و مديريت فناوري اطلاعات (19%) از جمله اصلي ترين حاميان و افراد سياست گذار و تصميم گير در فرايند پياده سازي SOA هستند. [20] شکل 13-2 نتايج نظر سنجي انجام شده را در بين 118 شرکت پياده ساز معماري سرويس گرا نشان مي دهد.

شکل 2.13 ميزان تاثير هريک از گروههاي اشخاص موثر در حاکميت SOA براساس نظرسنجي شرکت oracle

2.6.2 سياست هاو خط مشي ها
لغت سياست معاني مختلفي دارد، اما در اينجا به معنا ي تاييديه31 رسمي است که به اجراي تصميمات و عمليات کمک مي کند. عموما سياست ها يک فرد را در مقابل ديگري يا ديگران محدود مي سازد. اگر چه هيچ کس از محدود شدن خوشش نمي آيد( بالاخص توسعه دهندگان) وليکن محدوديت در حد متعارف ايجاد نظم مي کند و در دراز مدت، مزايايي براي افراد به وجود مي آورد [4].
براي پوشش اهداف کسب و کار، معماري سازماني و معماري سرويس گرا، سياست ها بايستي در حوزه هاي مختلف مرتبط با معماري سرويس گرا نظير تکنولوژي، زير ساخت، معماري ، افراد و … تدوين شوند.ماموريت اصلي حاکميت تدوين همين سياست ها و الزام به اجراي آنهاست. فرمت و نوع سياست ها متفاوت است. برخي از سياست ها مربوط به الزامات فني هستند. براي مثال از يک رجيستري/ مخزن در اجراي سياست هاي مربوط به حاکميت چرخه حيات سرويس استفاده مي شود.

سياست سرويس32 قابليت ها و نيازمندي هاي يک سرويس را مشخص مي کند. چگونگي امن سازي پيام ها و نحوه تبادل آنها در بين تراکنش هاي مختلف مربوط به سياست سرويس است. سياست سرويس به عنوان بخشي از سرويس پياده سازي نمي شوند، بلکه به عنوان يک فراداده در خارج از سرويس قرار مي گيرد و در هر زمان قابل تغيير است [41].
يک مدل حاکميت مناسب نقاط کنترلي متعددي را در چرخه حيات سرويس مدنظر قرار مي دهد. نقاط کنترلي نقاطي در چرخه حيات سرويس است که اجراي سياست ها کنترل شده و رهنمود هاي مطلوب ارائه مي شوند.[4] با اجراي سياست هاي مناسب در هر مرحله از چرخه حيات، مي توان مطابق با استاندارد ها و اصول تعريف شده پيش رفت و از انحرافات و دوباره کاري ها پرهيز نمود. ترکيب سياست ها با چرخه حيات سرويس، يک سيستم حاکميت قابل انعطاف را به وجود مي آورد که در برگيرنده کليه الزامات و ارتباطات مورد نياز براي حرکت به سمت استقرار معماري سرويس گراست.
مهمترين سياست ها در حاکميت معماري سرويس گرا، سياست هاي زمان طراحي33 و سياست هاي زمان اجرا34 در چرخه حيات سرويس هستند. سياست زمان طراحي مربوط به نيازمندي هاي طراحي سرويس است. سياست زمان اجرا مربوط به کنترل و بازبيني اهداف و نيازمندي هاي تعيين شده در توافقنامه سطح سرويس (SLA) است مه قبل از اجراي سرويس بين تامين کننده سرويس تدوين مي شود. سياست هاي زمان طراحي به طور خاص عملکرد طراحان و توسعه دهندگان سرويس را محدود مي سازند.
سياست هاي زمان طراحي بايد پاسخگوي سوالات و ابهاماتي باشند که در زمان طراحي سرويس ها براي توسعه دهندگان و طراحان سرويس مطرح مي شود. در زير به برخي از اين سوالات و ابهامات اشاره شده است:[30]
o چطور مي توان سرويس ها/ دارايي هاي اشتراکي را سازماندهي کرد تا بعدا بتوانند به طور موثر مورد استفاده مجدد قرار گيرند؟
o چه کسي مجوز تغيير سرويس هايي را دارد که توسط ديگران استفاده شده اند؟
o چه کسي از يک سرويس استفاده مي کند و چه تاثيراتي بواسطه تغييرات در سرويس به وجود خواهد آورد؟
o چه کسي مسئول تاييد تغييرات سرويس است؟
o چه کسي مسئول سرمايه گذاري براي ارتقاء سرويس جهت پوشش نيازمندي هاي کسب و کاري کاربر است؟
سياست هاي زمان اجرا عمدتا به ايجاد محدوديت براي مصرف کننده سرويس مربوط
مي شود.:[4]

2.6.3 فرايندها

در ايجاد هر سيستم حاکميت معماري سرويس گرا، توجه به دو مؤلفه زير ضروري است:
o تدوين فرايند هاي حاکميت معماري سرويس گرا
o مديريت چرخه حيات سرويس با استفاده از فرايندهاي حاکميت
بر اين اساس در مرحله اول بايستي فرايندهاي حاکميت تدوين شده و سياست گذاري انجام شود و سپس اجراي فرايندها و مديريت و مونيتورينگ نتايج در چرخه حيات سرويس مورد بررسي قرار گيرد[6].
فرايندهاي حاکميت براي اجراي سياست ها تدوين مي شوند. هر سازمان-صرف نظر از خوب يا بد بودن سياست هاي تدوين شده-نيازمند اجراي به موقع سياست هاست. فرايندها، رويه ها و روال هاي اجراي سياست ها هستند. فرايندهاي زمان طراحي نوعأ به چرخه حيات سرويس مرتبط مي شود و فرايندهاي زمان اجرا شامل درخواست هاي پشتيباني و فرايندهاي پاسخ به هشدارها و آلارم هاي داده شده در خصوص کيفيت سرويس است[4].
قبل از الزام به اجراي سياست ها لازم است افراد سازمان نسبت به سياست هاي تدوين شده، ارتباطات، فرايندهاي کنترل و اندازه گيري و نقاط بازرسي سياست ها آموزش ببينند. در صورتي که افراد سازمان و تيم پروژه SOA روال هاي مطلوب و ارتباطات بين سياست ها و روال هاي مطلوب را بشناسند، مي توانند به آنچه انتظار دارند برسند.[17] تکنيک هاي ارتباطات و آموزش شامل برگزاري نشست ها و جلسات يادگيري، سمينار ها براي افراد ت، تهيه وب لاگ ها و … مي باشد.
همانطور که قبلا اشاره شد، يکي از مولفه هاي سيستم حاکميت معماري سرويس گرا فرايندهاي حاکميت است. اين فرايندها در يک سيستم يا مدل حاکميت معماري سرويس گرا براي راهبري و حاکميت ساير فرايند ها استفاده مي شوند. تعدادي از مهمترين فرايندهاي حاکميت معماري سرويس گرا در زير به اختصار شرح داده شده است:
* فرايند تعريف معماري سرويس گرا: در اين فرايند فعاليت هاي طراحي معماري مشخص مي شود که شامل تعريف، ساخت، عملياتي سازي و استقرار مولفه هاي معماري است. اين فرايند شامل مدلسازي مولفه هاي کسب و کار، سرويس هاي کسب و کارو طراحي مولفه هاي سرويس است. همچنين نقش هاي سازماني موردنياز براي پشتيباني از اين فرايند نيز مشخص مي شود[42].
* فرايند مديريت چرخه حيات حاکميت معماري سرويس گرا35: هدف از اين فرايند انجام بازبيني هاي منظم دوره اي براي آناليز فرايندها و نقاط کنترلي سياست ها در حاکميت معماري سرويس گراست.[41] ورودي اين فرايند شاخص ها و معيار هاي کارايي SOA و سنجه هاي مربوط به نقاط کنترلي سياست است. COE از اين معيار ها براي بازبيني فرايندها و شناخت فرصت هاي بهبود استفاده مي کند. طي اجراي اين فرايند، تغييرات لازم براي بهبود فرايندها و نقاط کنترلي سياست به دست مي آيد.
* فرايند اجراي سياست ها: هدف از اين فرايند تعريف روشي براي اطمينان از اجراي سياست ها ، استاندارد ها و رهنمودهاي SOA است. اين فرايند مکانيزمي را براي بازبيني و تاييد يا رد شرايط تعيين شده در چارچوب حاکميت(نظير اصول، استانداردها، نقش ها و مسئوليت ها) تعيين مي نمايد [41] اين فرايند در نقاط مختلف از چرخه پروژه و کسب و کار اجرا مي شود.

2.6.4 تکنولوژي
حاکميت معماري سرويس گرا بدون در نظر گرفتن اصول سازماني و رويه اي قابل پياده سازي نيست و زيرساختي لازم است تا سياست ها و خط مشي ها را در چرخه حيات سرويس اجرايي نمايد. خط مشي ها بايستي تعريف شده و مکانيزم هايي


دیدگاهتان را بنویسید