دادند.

2004

کارملي و همکاران
راه رفتن روي تردميل به مدت 2 ماه بهبود قابل ملاحضه اي را در آمادگي جسماني کودکان کم توان ذهني به همراه دارد

2004

لوتان و همکاران
دانش آموزان عقب مانده ذهني و غير معلول در ساعت تفريح بيشتر از ساعت ورزش فعاليت دارند و دانش آموزان با عقب ماندگي ذهني متوسط و کساني که داراي آمادگي قلبي تنفسي کمتري بودند در زنگ تفريح و ساعت ورزش بطو يکساني فعاليت مي کردند

2004

فايسون هاج و پورتا
بزرگسالان مبتلا به سندرم داون با بکارگيري يک برنامه تمريني خوب و سيستماتيک مي توانند قدرت و تعادل خود را بهبود بخشند

2004

واسيليوس و الني
تمرينات ترکيبي شامل تمرينات تعادلي و تمرينات مقاومتي با شدت بالا و تمرينات تعادلي به تنهايي روي تعادل و قدرت افراد مبتلا به پارکينسون تاثير مثبتي دارد ولي گروه تمرينات ترکيبي امتياز بالاتري نسبت به گروه ديگر به دست آورد.قدرت در گروه تعادل اندکي افزايش يافت ولي گروه ترکيبي به مقدار قابل توجهي پيشرفت دست يافت

2003

هيرچ و همکاران
نوجوانان با معلوليت ذهني داراي ميزان مناسب فعاليت شديد مي باشند اما هيچکدام در فعاليت هاي مداوم بيشتر از 15 دقيقه شرکت نکرده اند.

2003

کزوب
قدرت عضلاني در افراد مبتلا به عقب ماندگي ذهني بيشتر از سندرم داون است. نسبت به گروه سالم اين دو گروه کوتاه تر و چاق تر مي باشند. و همچنين گروه سالم از قدر ت ايزوکنتيک بيشتري برخوردار است.

2002

کارملي و همکاران

قدرت پا وتعادل پوياي افراد بزرگسال مبتلا به عقب ماندگي ذهني ( سندرم داون) بعد از يک برنامه تمريني نسبت به پيش آزمون بهبود يافته اند

2002
کارملي و همکاران
همزمان با رشد، افراد عقب مانده ذهني داراي مقداري پيشرفت هستند اما در همه سنين افراد کم توان ذهني با شدت متوسط در سطح پايين تر نسبت به افراد سالم قرار گرفته اند.

2002
ويزنيکيوز
تمرينات قدرتي به تنهايي باعث افزايش تعادل با چشم بسته نمي شود.

2001

اسکليکت و همکاران
حداكثر اكسي‍ژن مصرفي و قدرت عضلات پا در افراد معلول ذهني خيلي پايين مي باشد و اين امکان وجود دارد که پايين بودن قدرت عضلات پا ظرفيت هوازي را در اين جمعيت محدود کند.

2001

پتيتي و فرنهال
افراد کم تحرک نسبت به گروه سندرم داون ومعلول ذهني وضعيت بهتري دارند.همچنين افراد عقب مانده داراي قدرت بيشتري نسبت به سندرم داون هستند

1999

آنگلوپولا و همکاران
آموزش مهارتهاي حركتي بر روي تعادل كودكان معلول ذهني و سندروم داون تاثير مثبت داشته است وپس از گذشت دو ماه از اتمام آموزش ها نيز تفاوت معنا داري بين تعادل پوياي آنها نسبت به زمان اتمام دوره وجود نداشت. يعني تاثير اين تمرينات همچنان باقي بود.

1997

چانگ و ونگ
تفاوت معناداري بين تعادل ايستا در دو گروه سندرم داون و عقب مانده ذهني وجود ندارد.در حاليکه تعادل پويا در گروه سندرم داون بهتر از گروه ديگر مي باشد.

1997

بلانس و همکاران
قدرت پا برآمادگي هوازي جوانان عقب مانده ذهني تاثير دارد . با در نظر گرفتن اينکه قدرت وحداکثر اکسيژن مصرفي بطور همزمان درسطح پاييني قرار دارند ،قدرت پا ممکن است يک عامل محدود کننده حداکثراکسيژن مصرفي درجوانان کم توان ذهني باشد.

1997

پيتتي ،فرنهال
جوانان و نوجوانان مبتلا به عقب ماندگي ذهني(سندرم داون) قادر نيستند که با اجراي برنامه تمرين پياده روي و جاگينگ ظرفيت هوازي خود را افزايش دهند

1993

ميلار و همکاران
قدرت عضلاني براي انجام فعاليت هاي روزمره و حتي فعاليت هاي تفريحي افراد عقب مانده ذهني ضروري مي باشد.
آمادگي داشتن در مهارت هايي که به قدرت عضلاني بالا تنه مربوط مي شود پيش نياز بسياري از فرصت هاي شغلي محسوب مي شود.
ارتباط مثبتي بين قدرت عضلاني و انجام مشاغل در افراد عقب مانده ذهني وجود دارد

1993

پيتتي و همکاران

با بررسي تعادل پوياي افراد عقب مانده ذهني عنوان داشت كه آنها از نظر تعادلي دچار مشكل هستند و مشاهده نمود تمرين در بهبود وضعيت تعادل آنها موثر است.

1991

باسول
هر چند تعادل افراد عقب مانده ذهني به طور کلي پايينتر بود اما دو گروه در اين مطالعه استخراج شده اند. گروه نخست که تعادل ايستاي کمتري نشان داد و گروه دوم که توانايي کمتري را در تعادل پويا نشان دادند .
سن شروع راه رفتن ، ارتباط نزديکي با تعادل ايستا و پويا در همه گروه ها داشت .
سن عقلي رابطه مثبتي با تعادل ايستا داشته است در صورتيکه رابطه مشخصي با تعادل پويا نداشت.
اختلالات سيستم رفلکسي و رفتاري بعنوان عامل اختلال در تعادل افراد عقب مانده ذهني مورد بحث قرار گرفت.

1991

کوکابان

2-4 جمع بندي نتايج حاصل از تحقيقات انجام شده
با مروري برتحقيقات بيان شده مشخص مي شود که افراد عقب مانده ذهني بويژه افراد مبتلا به سندرم داون داراي سطح آمادگي جسماني پايين تري نسبت به همسالان سالم خود مي باشند وعلت اصلي آن را مي توان به تفاوت در ميزان انجام فعاليت هاي بدني نسبت داد که خيلي سريع و در سنين دبستان بوجود مي آيد. تحقيقات نشان مي دهد فعاليت دانش آموزان کم توان ذه
ني متوسط در ساعت ورزش و زنگ تفريح برابر است . علت اين موضوع را مي توان در عدم وجود انگيزه ، امکانات و تسهيلات ناکافي ، عدم تخصص مربيان و… جستجو کرد که نتيجه آن بالا رفتن آمار چاقي ، بيماري فشار خون، ديابت، بروز مشکل در انجام کارهاي روزمره و غيره است. با توجه به اين تحقيقات قدرت و تعادل براي انجام فعاليت هاي روزمره ، انجام مشاغل مختلف و حتي تفريح ضروري مي باشد همچنين پايين بودن قدرت مي تواند ظرفيت هوازي را محدود نمايد و در صورت پايين بودن سطح اين عوامل در فعاليت هاي عملکردي با مشکل روبه رو مي شويم .بنابراين اين افراد به طراحي برنامه ها و تمريناتي نياز دارند که سطح آمادگي جسماني آنها را افزايش دهد. البته تحقيقات زيادي بيان شد که به طراحي تمرين و ارزيابي اثر آن برآمادگي جسماني اين افراد پرداخته است که برخي موثر و برخي ديگر رضايت بخش نبوده است پس تمرينات بايد علمي ، دقيق و کاربردي باشند.

فصل سوم
روش شناسي تحقيق

3-1- مقدمه:
در فصل قبل به بيان مباني نظري تحقيق ، تحقيقات انجام شده در داخل و خارج از کشور در اين زمينه ونيز به جمع بندي نتايج اين تحقيقات پرداختيم .در اين فصل به بررسي روش وطرح تحقيق، جامعه آماري ، نحوه انتخاب شرکت کنندگان ، متغير هاي تحقيق ، وسايل اندازه گيري ،شيوه جمع آوري اطلاعات و روشهاي آماري مي پردازيم
3-2-روش و طرح تحقيق:
روش تحقيق به صورت نيمه تجربي مي باشد. اطلاعات طي دو مرحله آزمون شامل پيش آزمون و پس آزمون، بر روي دو گروه کنترل و تجربي شامل دانش آموزان کم توان ذهني بدست مي آيد . در اين حد فاصل آزمودنيهاي گروه تجربي تمرينات منتخب را به مدت 8 هفته انجام مي دهند ولي آزمودنيهاي گروه کنترل به انجام فعاليت هاي روزمره و نيز شرکت در کلاس تربيت بدني مي پردازند. بنابراين طرح تحقيق از نوع پيش آزمون ، پس آزمون با گروه کنترل است که در جدول 3-1 خلاصه آن مشخص مي شود .
جدول 3-1 خلاصه طرح تحقيق

پيش آزمون

انجام فعاليت هاي روزمره و شرکت در کلاس تربيت بدني

انجام يک دوره تمريني منتخب به مدت 8 هفته

پس آزمون
گروه تجربي
+

+
+
+
گروه کنترل

+
+

+

3-3-جامعه آماري:
سه درصد کل هر جامعه اي به عقب ماندگي ذهني مبتلا مي باشد که از اين تعداد 80 الي 85 درصد دچار عقب ماندگي ذهني خفيف هستند .جامعه آماري اين تحقيق كليه دانش آموزان دختر كم توان ذهني آموزش پذير دوره ابتدايي با سن تقويمي بين 10 تا 15 سال را شامل مي شود. جامعه در دسترس را دانش آموزان كم توان ذهني مرکز آموزشي استثنايي نرگس شهرستان تربت حيدريه تشکيل مي دهند که توزيع آن در صفحه بعد بيان شده است..
تعداد کل دانش آموزان 103 نفر
4 دانش آموز نابينا و کم بينا شامل 2 پسر و 2 دختر
21 دانش آموز نا شنوا و کم شنوا شامل 8 دختر و 13 پسر
78 دانش آموز کم توان ذهني دختر
از مجموع دانش آموزان کم توان ذهني 40 نفر 10 تا 15 ساله هستند که شرايط سني شرکت در اين پژوهش را دارند.
3-4-نمونه تحقيق و نحوه انتخاب آزمودني ها :
دانش آموزان دختر استثنايي بر اساس نوع معلوليت به گروه هاي مختلف تقسيم مي شوند .بنابراين با توجه به اينکه آزمودني ها از بين دانش آموزان دختر استثنايي کم توان ذهني و در محدوده سني مشخص انتخاب مي شوند. تعداد آزمودني هاي در دسترس اندک مي باشد و محقق تعداد26 نفر از دانش آموزان كم توان ذهني شهرستان تربت حيدريه با هوش بهر 50 تا 70 و واجد شرايط که داراي محدوديت حرکتي يا اختلالات رفتاري شديد نمي باشند را به صورت نمونه انتخاب و سپس بطور تصادفي ساده با جانشين به دو گروه تجربي و کنترل تقسيم مي کند که گروه تجربي13 نفر و گروه كنترل نيز 13 نفر را شامل مي شود. جدول3- 2 مشخصات عمومي شرکت کنندگان را نشان مي دهد.

شاخص

گروه
تعداد

سن (سال)
M±SD

وزن (کيلو گرم)
M±SD

ضريب هوشي
M±SD

قد (سانتيمتر)
M±SD

سن عقلي(سال)
M±SD

حدود عقب ماندگي(سال)
M±SD

گروه کنترل

13

88/1±06/14

07/11±84/46

03/5±30/61

75/10±92/148

07/1±18/7

44/1±28/5

گروه تجربي

13

82/1± 72/13

94/15±15/43

17/7±38/61

46/8±146

22 /1±16/7

52/1±03/5

جدول3-2 مشخصات عمومي آزمودني ها

3-5-متغيرهاي پژوهش :
3-5-1-متغيرهاي مستقل :
يک دوره برنامه تمريني منتخب
اين برنامه شامل يکسري تمرينات قدرتي و تعادلي است که به مدت 8 هفته و در هر هفته 3 جلسه و در هر جلسه 50 دقيقه ادامه دارد.
3-5-2-متغيرهاي وابسته :
قدرت عضلاني
قدرت عضله به حداکثر نيروي توليدي عضله حين يک فعاليت خاص ( مانند برداشتن يک وزنه ) برمي گردد و به اختصار به جاي ظرفيت توليدکنندگي نيروي عضله به کار مي رود [48] .

تعادل ايستا
عبارت است از حفظ مرکز ثقل بدن روي يک سطح ثابت (يک طرفه يا دو طرفه ) در حاليکه فرد بر روي يک سطح پايدار ايستاده است که در دو حالت با چشم باز و بسته انجام مي گيرد [25،26،27].
3-6- ابزار و وسائل گردآوري اطلاعات:
3-6-1 زمان سنج : زمان سنج استاندارد با دقت صدم ثانيه براي اندازه گيري زمان اجراي آزمون تعادل
3-6-2 قد سنج : قد سنج استاندارد براي اندازه گيري قد ايستاده آزمودني ها
>3-6-3 ترازو : ترازو با دقت عادي، مدل 150، ساخت کشور ايران، حداقل ظرفيت 5/2 و حداکثر 100 کيلوگرم براي اندازه گيري وزن آزمودني ها
3-6-4 چوب تعادل
چوب تعادل پس از بررسي و تعين اندازه هاي استاندارد ، با توجه به تمرين هاي لحاظ شده ساخته مي شود . دو چوب تعادل ساخته شد که يکي به صورت صاف و بدون موکت با عرض 10 سانتيمتر ، طول 5/3 متر و ارتفاع 8 سانتيمتر که در مراحل ابتدايي تمرينات از آن استفاده مي شود .
چوب تعادل ديگر با عرض 8 سانتيمتر ، طول 5/3 متر و ارتفاع 10 سانتيمتر که جهت سخت تر کردن تمرينات و کم ثبات کردن سطح و نيز تغيير درون دادهاي حسي موجود با موکت پوشيده شده و در انتهاي آن (حدود يک متر ) داراي کمي شيب به سمت پايين مي باشد .
3-6-5 تخته تعادل
در اين مطالعه جهت انجام تمرينات تعادلي تخته تعادل با ابعاد زير ساخته و استفاده شده است
قطر صفحه 35 سانتيمتر ، ارتفاع نيمکره زير صفحه اصلي 5 سانتيمتر و شعاع نيمکره 5/7 سانتيمتر
3-6-6 داينامومتر
قدرت ايزومتريک پا بوسيله داينامومتر ياگامي112 ساخت کشور ژاپن با قدرت اندازه گيري حداکثر 300 کيلوگرم و قدرت مچ دست توسط داينامومتر ساهان113 با قدرت اندازه گيري حداکثر 136 کيلوگرم ساخت کشور کره اندازه گيري مي شود.

3-6-7 آزمون ايزومتريک قدرت پا و مچ دست
هدف : اندازه گيري نيروي حداکثر گروهي از عضلات انتخابي
اعتبار : آزمون هاي ايزومتريک روشي معتبر براي اندازه گيري قدرت شناخته شده اند. مشخص شده که اين آزمون ها همبستگي بالايي با تکاليف مورد نياز مشاغل سنگين دارند.
پايايي : پايايي براي هر آزمون بيش از 90/0 برآورد شده است[76].
در اين روش مقدار نيروي اعمال شده به يک جسم ثابت وغير قابل حرکت اندازه گيري مي شود.
اين آزمون به دليل سادگي ، سرعت به حداکثر رسيدن بالا، کنترل بهتر مراحل تست ، اعتبار بالاي نتايج آن در تکرار اندازه گيري ها ،عدم وجود رابطه طول و تنش به دليل ايجاد نشدن حرکت و … بسيار زياد در اندازه گيري قدرت عضلاني استفاده مي شود] 77[.
بر اساس نظر بسياري از محققين مي توان از داينامومتري ايزومتريک به عنوان يک شاخص براي قدرت عضلاني در تمرينات ورزشي مختلف که طبيعت ايزوتونيک دارند استفاده کرد] 77،49[.
3-6-8 آزمون ايستادن بر روي يک پا 114
براي سنجش پيشرفت تعادل ايستا از آزمون عملکردي ايستادن روي يک پا در دو حالت با چشمهاي باز و بسته روي پاي غالب استفاده مي شود. در اين مطالعه پاي غالب ، پايي است که وقتي از فرد خواسته مي شود به توپ ضربه بزند با آن پا اين عمل را انجام مي دهد.
اين آزمون يک آزمون آسان در اجرا است در اين آزمون از فرد خواسته مي شود که روي يک پا بايستد در حاليکه بازوها کنار بدن و کمي خم مي باشد .از زماني که فرد پايش را بالا مي آورد زمان مي گيريم تا زماني که پايي که تحمل وزن ندارد به پا يا قسمت ديگري از بدن تماس پيدا کند ، متوقف مي شود .اين قسمت هم با چشم باز وهم با چشم بسته طراحي مي شود . با افزايش سن نمره آزمون نيز کاهش مي يابد. با اين وجود نمره ي بيشتر از 30 ثانيه بين اکثريت درمانگران نرمال در نظر گرفته مي شود . ممکن است همين زمان براي افراد مسن سالم مشکل باشد .بوهانون و همکارانش متوجه شدند که افراد مسن سالم ايستادن روي يک پا را حدودا 6 ثانيه با چشم باز حفظ مي کنند. نمره کمتر از 5 ثانيه خطر افتادن در افراد مسن را نشان مي دهد. بيماراني با اختلال در توانايي اجراي اين تست مشکلاتي را در بالا وپايين رفتن از پله و جوي ها دارند.اختلال در اين قسمت مي تواند ناشي از مشکل در قدرت به خصوص در لگن ، يا مشکل در استفاده از استراتژي هاي تعادل باشد .


دیدگاهتان را بنویسید