ه ثبات اين باشد : ناحيه اي كه شخص مي تواند بدون از دست دادن تعادل و قدم برداشتن حركت كند . مطالعاتي در افراد بزرگسال سالم براي تعيين اين محدوده ثبات صورت گرفته كه نتيجه آنها هر چند تفاوت هايي را نشان مي دهد ولي در افراد جوان در محدوده قدامي-خلفي بين 54 تا80 درصد طول پاهاست و در محدوده داخلي-خارجي بين 59 تا80 درصد عرض ايستادن را شامل مي شود [41].
2-2-22 استراتژي حرکتي به هنگام بر هم خوردن تعادل
استراتژي هاي حرکتي در واقع الگوهاي خاص عضلات يا سينرژي هاي عضلاني هستند كه بصورت از پيش تعيين شده فعاليت مي كنند و در برقراري تعادل وقتي كه ميزان جابجايي مركز ثقل خيلي زياد نباشد دخيل هستند.
ناشنر67 و همكارانش در1979با مطالعه اي كه بر روي افراد سالم و جوان انجام دادند الگوهاي عضلاني دخيل در كنترل تعادل را مشخص نموده اند و بيان كرده اند كه سيستم عصبي ، عضلات مستقل و مجزا را در داخل يك سيستم به نام عملكرد مخالف عضلاني باهم تركيب مي كند تا به صورت يك واحد عمل كنند و كار سيستم عصبي در پاسخ به نيازهاي تعادلي ساده تر شود [46].اين استراتژي ها شامل استراتژي مچ پا، استراتژي لگن و استراتژي قدم برداشتن68 مي باشند. عليرغم اهميت زيادي كه اين استراتژي در كنترل تعادل دارند ولي فقط يكي از مكانيسم هاي متعدد حركتي دخيل در كنترل تعادل مي باشند [47،44].
2-2-23 تعادل قدامي – خلفي
استراتژي مچ پا
استراتژي مچ پا در واقع با استفاده از حركاتي كه اصولا بر روي مچ پا متمركز هستند ، مركز ثقل را در وضعيت پايدار نگه مي دارد.وقتي كه بدن به طرف جلو منحرف مي شود فعاليت عضلاني در حدود 90 تا 100 ميلي ثانيه پس از برهم خوردن تعادل در عضلات دوقلو و20 تا30 ميلي ثانيه بعد در عضلات همسترينگ و پس از آن در عضلات جانبي ستون فقرات آغاز مي شود. فعاليت عضلات دوقلو باعث ايجاد گشتاور پلنتار فلکسوري مي شود كه حركت به طرف جلو بدن راابتدا كند و سپس معكوس مي كند. فعاليت عضلات همسترينگ و جانبي ستون فقرات ، مفاصل ران وزانو را در حالت باز شدگي نگه مي دارد. بدون فعاليت عضلات همسترينگ و جانبي ستون فقرات ،اثر غير مستقيم عضلات دوقلو بر روي بخش هاي بالايي بدن باعث مي شود كه تنه نسبت به اندام هاي تحتاني به طرف جلو خم شود( [44، 41].
اگر بدن به طرف عقب حركت كند فعاليت عضلاني ابتدا در عضلات ديستال يعني درشت ني قدامي و پس از آن در عضلات چهارسر راني و سپس عضلات شكمي شروع مي شود [41].
استراتژي حركتي مچ پا بيشتر در وضعيت هايي كه مقدار حركت و نوسان كوچك و سطح حمايت كننده محكم است مورد استفاده قرار مي گيرد كه البته مستلزم دامنه حركتي كامل و قدرت عضلاني كافي در عضلات مچ پا مي باشد [46].
وقتي مقدار نوسان كمي بيشتر باشد،استراتژي لگن وارد عمل مي شود.
استراتژي لگن
اين استراتژي حركتي با توليد حركات نسبتا بزرگ و سريع در مفاصل ران و چرخش هاي خلاف جهت در مفاصل مچ پا،تعادل راكنترل مي كند [46].
وقتي بدن به طرف جلو منحرف مي شود،ابتدا فعاليت عضلات شكمي حدود90تا100 ميلي ثانيه پس از برهم خوردن تعادل شروع مي شود وسپس با فعاليت عضلات چهارسرراني ادامه مي يابد. در انحراف به طرف عقب،ابتدا عضلات جانبي ستون فقرات و سپس عضلات همسترينگ فعال مي شوند[46،41].
استراتژي قدم برداشتن
وقتي كه مقدار نوسان بازهم بيشتر شود و استراتژي هاي لگن و مچ پا براي برقراري مجدد تعادل كافي نباشند ، يك قدم برداشته مي شود تا سطح اتكا بزرگتر شده و خط ثقل كاملا در داخل سطح اتكا قرار گيرد.البته تحقيقات اخير نشان مي دهند كه حتي وقتي كه مركز ثقل كاملا در داخل سطح اتكا قرار دارد ،استراتژي قدم برداشتن تا حدودي فعال است [46،44].
2-2-24 تعادل جانبي
هر چند كه بيشتر مطالعات در زمينه تعادل بر روي تعادل قدامي -خلفي متمركز بوده است،تحقيقات مشخص كرده است كه استراتژي هاي مشابه و جايگزين درجهت داخلي-خارجي هم وجود دارد.اين موضوع نشان مي دهد كه راستاي بدن و قسمت هاي مختلف آن نيازمند توليد نيروهاي متعادل كننده در مفاصل مختلف و همينطور در جهات مختلف براي برقراري مجدد تعادل است. دراندام تحتاني فقط مقدار بسيار كمي حركت جانبي در مفاصل مچ پا و زانو اتفاق مي افتد و بنابراين در اندام تحتاني ،مفصل لگن به دليل دامنه حركتي بيشتر ،مفصل اصلي در برقراري تعادل جانبي است [46،44]. بنابراين برخلاف تعادل قدامي-خلفي ، كنترل تعادل جانبي اصولا بيش از مچ پا برعهده مفاصل لگن و تنه است .
حركت جانبي لگن كه اصلي ترين حركت جانبي بدن در حفظ تعادل است نيازمند دور کردن در يك پا و نزديک کردن در پاي ديگر است . وقتي كه سطح اتكا باريك باشد ، حركاتي هم در مفصل پا وجود دارد ولي به هر حال وقتي پهناي سطح اتكا بيش از 8 سانتيمتر باشد مقداراين حركات در مچ پا بسيار كم و نا چيز است [41،44].
برخلاف كنترل قدامي-خلفي كه الگوهاي عضلاني آن از پايين به بالا فعال مي شوند،ترتيب فعاليت عضلات در كنترل تعادل جانبي از بالا به پايين است ، يعني عضلات لگن قبل از عضلات مچ پا فعال ميشوند [41].
2-2-25 مکانيسم هاي حسي درگير در کنترل تعادل
حس بينايي
حس بينايي اطلاعاتي درباره وضعيت سر و حركت آن نسبت به محيط و اشياء ديگر حاصل مي كنند و در واقع معياري براي حالت عمودي به وجود مي آورد ، زيرا بسياري از چيزهايي كه در اطراف ما هستند ،مثل در و پنجره و غيره ،عمودي قرار گرفته اند.اين اطلاعات عليرغم اينكه منبع مهمي براي كنترل تعادل مي باشند،ولي صد در صد ضروري نيستند ،مثلا ما با چشمان كاملا بسته و
يا در يك اتاق كاملا تاريك بازهم مي توانيم تعادل خود را حفظ كنيم. بعلاوه ورودي هاي بينايي هميشه منبع صحيحي از اطلاعات درباره موقعيت يابي نيستند و اين بدليل نسبي بودن حركت است [45،41].
حس هاي پيکري
حس هاي پيکري ،اطلاعات مربوط به موقعيت و حركت بدن را نسبت به سطح اتكاء براي سيستم عصبي مركزي فراهم مي كنند.اطلاعات مربوط به موقعيت قسمت هاي مختلف بدن نسبت به يكديگر هم حاصل كار همين سيستم است.گيرنده هاي حس هاي پيكري عبارتند از:
1-دوك هاي عضلاني و ارگان هاي گلژي كه به طول و تنش عضلات حساس هستند.
2-گيرنده هاي مفصلي كه به حركت و فشار حساس هستند.
3- گيرنده هاي پوستي كه خود شامل:
الف:كورپوسل هاي پاچيني69 حساس به ارتعاش
ب:كورپوسل هاي مايسنر70حساس به لمس سطحي و لغزشي
ج:صفحات مركل71 حساس به فشارموضعي
د: پايانه هاي رافيني72 حساس به كشش پوستي مي باشند [47،41،44].
حس عمقي در واقع بخشي ازحس هاي پيكري است.
سيستم دهليزي
اطلاعاتي كه ازسيستم دهليزي حاصل مي شوند، منبع قدرتمندي براي تعادل هستند.اين اطلاعات درباره موقعيت وحركت سر نسبت به جاذبه ونيروهاي اينرسي هستند وچهارچوبي عمودي-جاذبه اي73 براي كنترل تعادل ايجاد مي كنند. سيستم دهليزي مكمل سيستم بينايي درتشخيص حرکات دروني 74وحركات نسبي است [41].
تاخير پاسخ هاي عضلاني به تحريكات و ايمپالس هاي بينايي ناشي از برهم خوردن تعادل معمولا زياد است و به حدود200 ميلي ثانيه مي رسد كه در مقابل تاخير پاسخ ها به سيستم حسي پيكري كه حدود 80 تا 100 ميلي ثانيه مي باشد بسيار بيشتر است.به همين دليل محققين عقيده دارند كه سيستم عصبي مركزي ابتدا به ورودي هاي پيكري در اثر حركت سطح اتكا پاسخ مي دهد [45].
ميزان تاثير سيستم دهليزي هم كمتر از سيستم پيكري است كه يكي از دلايل آن علاوه بر تاخير بيشتر، كمتر بودن دامنه پاسخ هاي عضلاني ايجاد شده به ورودي هاي دهليزي است كه حدود1/0پاسخ هاي عضلاني ايجاد شده توسط سيستم پيكري است [41].
البته در كودكان داراي سن كمتر از يك سال، اهميت ورودي هاي بينايي بيش از دو سيستم ديگر است.سيستم عصبي مركزي، هم بر فعاليت هاي حركتي وهم بر پيام هاي حسي كنترل دارد ،دربخش حركتي سيستم عصبي مركزي در سه سطح نخاع ، ساقه مغز و كرتكس فعاليت هاي حركتي را كنترل مي كند و در بخش حسي تمام پيام هاي حسي را تفسير ودر صورت امكان اصلاح مي نمايد [41].
2-2-26 روش هاي ارزيابي تعادل
در دو دهه اخير افزايش چشمگيري در شکل گيري ابزارهاي ارزيابي عملکرد تعادلي ديده مي شود در اينجا تنها به نام بردن اين ابزارها بسنده مي کنيم.
الف-ارزيابي تعادل در وضعيت نشسته
متاسفانه ابزار کمي براي ارزيابي تعادل در حالت نشسته وجود دارد . به صورت رايج ، تعادل در حالت نشسته با يک مقياس ترتيبي (عالي، خوب،متوسط،ضعيف) اندازه گيري مي شود.
ب-ابزارهاي ارزيابي تعادل که خود فرد گزارش مي کند
دو مورد از رايج ترين ابزارهاي تعادل که خود فرد گزارش مي کند عبارتند از:
مقياس اعتماد به نفس تعادل در فعاليت هاي خاص(ABC) 75
مقياس اثر افتادن (FES) 76
ج-ابزارهاي ارزيابي تعادلي تک بعدي
آزمون رومبرگ77
آزمون رساندن کاربردي78
آزمون ايستادن روي يک پا79
آزمون گام برداشتن روي چهار پله (FSST) 80
آزمون کلينيکي تعامل حسي و تعادل(CTSIB) 81
د-ابزارهاي ارزيابي تعادلي چند بعدي
ارزيابي عملکرد تحرک گرا(POMA) 82 ارزيابي چند بعدي است که براي پيش بيني خطر افتادن به کار مي رود و از دو قسمت جزء تعادلي و جزء راه رفتن تشکيل شده است.
مقياس تعادلي برگ83 (BBS)يک تست ارزيابي چند بعدي است که براي تعيين خطر افتادن در اجتماعات گروههاي مسن تهيه شده است.
آزمون آتاکسي چند بعدي Fregly’s و Graybiel’s که هدف از آن، نخست ارزيابي آتاکسي دهليزي بعد از پرواز بود.
ه-ابزارهاي ارزيابي کامپيوتري تعادل
اين ابزارها براي اندازه گيري توانايي بيمار در استفاده از اطلاعات حسي براي تعادل ،محدوده ي ثباتي يا پاسخ به آشفتگي هاي چرخشي يا انتقالي طراحي شده است.
آزمون سازماندهي حسي 84 (SOT) از پوسچروگرافي پوياي کامپيوتريکه براي ارزيابي نوسانات وضعيتي تحت شرايط مختلف حسي براي تعيين توانايي استفاده و سازماندهي از درون داده هاي حسي براي تعادل طراحي شده است.
آزمون محدوده ي ثباتي که از يک سطح اعمال نيرو متصل به کامپيوتر استفاده مي کند و توانايي فرد را در جابجا کردن مرکز ثقل در درون سطح اتکاء اندازه گيري مي کند.
و-ارزيابي راه رفتن جهت ارزيابي تعادل
Time up & Go که مشکل در اجراي اين تست، مشکل در کنترل جابجايي وزن يا تغيير بين استراتژي هاي تعادل را نشان مي دهد.
شاخص گام بر داشتن پويا (DGI)85 آزموني است که براي ارزيابي ثبات پوياي وضعيت در بيماراني با اختلالات دهليزي يا افراد مسن در معرض خطر افتادن شکل گرفته است [8].
2-2-27 قدرت و مفاهيم مرتبط
از زماني که واتکينز86 و دلرم87 مزاياي تمرينات مقاومتي را بر روي سربازان آسيب ديده در جنگ جهاني دوم گزارش کرده اند ، تمرينات مقاومتي جزء يکپارچه از توانبخشي شده است .
قدرت عضله مستقيما به ميزان گشتاور توليد شده طي يک فعاليت خاص مانند بلند کردن يک وزنه مربوط مي شود. عملا نيروي عضله ، گشتاور توليد مي کند که سبب مي شود تا قسمت هاي اسکلتي حول محور خود بچرخد (فعاليت درونگرا) يا با حرکت حول محورشان مقابله کند (فعاليت برونگرا) يا در يک وضعيت ثابت باقي بماند ( فعاليت ايزومتريک ) [48].
2-2-28 ضعف عضلاني و ظرفيت عملکردي
ظرف
يت ناقص توليد نيروي عضله (ضعف) بدون هيچ ترديدي توانايي عملکردي را تحت تاثير قرار مي دهد . اين ضعف ممکن است نتيجه کاهش درون دادهاي عصبي به عضله باشد (کاهش فعاليت در برخي ويا همه واحدهاي حرکتي-عضلاني ) يا يک کاهش در ناحيه مقطع عرضي فيزيولوژيکي عضله . فعاليت هاي روزمره مانند بيرون آمدن از تخت خواب و رفتن به حمام و غيره نيازمند يک تلاش يا قدرتي هماهنگ در بسياري از گروه هاي عضلاني است .
همکاري در هر يک از گروهها تغببرات جبراني را براي تکميل کار ايجاب مي کند. براي مثال وقتي سريني مياني سمت راست خيلي ضعيف است يک راهکار معمولي براي جبران اين است که مرکز جاذبه بدن را به سمت راست انتقال دهيم تا بار فشار سريني مياني را کاهش دهيم به طور طبيعي لگن در صفحه فرونتال بايد درجات کمي به سمت چپ افتادگي داشته باشد در نتيجه راه رفتن براي عضلات باقيمانده سمت راست سنگين تر مي شود چون وزن بيشتر روي پاي راست افتاده تا ضعف سريني مياني را جبران کند.اين توزيع نا برابر نيروها ممکن است فرد را مستعد تغييرات استوآرتريتي زودرس در پاي راست يا در ستون فقراتش کند . اين تنها يک مثال از اين است که چطور ضعف عضلاني توانايي عملکردي را تحت تاثير قرار مي دهد [48].
2-2-29 روش هاي ارزيابي قدرت
به طور ساده قدرت عضلاني ، مقدار نيرويي است که يک عضله مي تواند در يک تلاش حداکثر عليه يک مقاومت اعمال کند . سه روش اندازه گيري قدرت عضلاني وجود دارد که عبارتند از:
1-روش ايزومتريک که در اين روش مقدار نيروي اعمال شده به يک جسم ثابت و غير قابل حرکت اندازه گيري مي شود .
2-داينامومتري ايزوتونيک ، در اين روش از يک مقاومت (وزنه) خارجي ثابت و به صورت يک تکرار حداکثر يعني يک بار بلند کردن حداکثر وزنه اي که فرد مي تواند آن را بلند کند يا حرکت دهد استفاده مي شود .که البته از روش هاي 5 تکرار و 10 تکرار هم استفاده مي شود .
3-داينامومتري ايزوکنتيک که در آن مقدار گشتاور توليد شده توسط يک عضله و يا گروه عضلاني در وضعيت حداکثر فعاليت عضله در يک سرعت زاويه اي ثابت و مشخص به صورت برونگرا يا درونگرا اندازه گيري مي شود[49].
2-3- پيشينه تحقيق
پژوهش ها نشان مي دهد که آمادگي جسماني (شامل قدرت و تعادل ) افراد عقب مانده ذهني از طريق برنامه هاي ورزشي خاص قابل افزايش است (مک کوناکي و سالزبرگ88 1988، ملينگ 1987 ، تومپوروسکي و اليس 1985، تومپوروسکي و جيمسون 1985، ) در ادامه اين فصل به بررسي پيشينه تحقيقات در اين زمينه مي پردازيم .
2-3-1 تحقيقات انجام شده در داخل کشور:
حاج حسيني (1386) به مقايسه عوامل آمادگي جسماني و حرکتي دانش آموزان پسر کم توان ذهني با دانش آموزان عادي (16-9سال) استان اردبيل و تهيه نرم پرداخت و به اين نتيجه دست يافت که در متغيرهاي چابکي ، استقامت قلبي تنفسي ، نيروي عضلاني ، استقامت عضلاني، بين دانش آموزان پسر کم توان ذهني با دانش آموزان عادي اختلاف معناداري وجود دارد . اما در آزمون انعطاف پذيري اختلاف معناداري مشاهده نگرديد[50].
بلوچي (1382) در تحقيقي که به بررسي ميزان همبستگي بين قدرت عضلاني اندام پاييني با آزمون هاي تعادلي در دو گروه سني 65-55 سال و بالاي 65 سال پرداخت نشان داد که ميانگين قدرت عضلاني اندام پاييني در مردان و زنان اختلاف معناداري دارد .بين قدرت عضلاني در سمت چپ و راست اختلاف معنادار آماري وجود


دیدگاهتان را بنویسید